بالاترین بازخواهد گشت؛ بیایید ما نیز بازگردیم

1- هرچه که از عمر دوران غیبت بالاترین در عرصه وب فارسی میگذرد، حجم شایعات پیرامونی رو به فزونی میگذارد. این شایعات، اگر چه عمومن در سطح گفتگوهای کاربران این سایت در محیط چت گسترش یافته است، اما گه گاه به لایه های جدی تری نیز دست می یابد. از همین رو، حضور مداوم و اطلاع رسانی پیگیر مدیریت بالاترین، لحظه لحظه ضرورتی چشم گیرتر می یابد.

2- در فیدی که از سوی یکی از مدیران بالاترین ارائه شد، خبر از آغاز بکار دوباره ی این سایت در روز جمعه داده شد که البته این وعده عملی نشد. در همین فید، پیشنهاد قدیمی دریافت کمک مالی از سوی کاربران به انحا مختلف طرح شد که البته از سوی مدیریت سایت هنوز با پاسخی اعم از نفی یا تایید مواجه نشده است، اگر چه چالش فقدان اعتبار مالی و کمبود نیروی انسانی متخصص از مشکلات عمده سایت، به تایید مدیریت رسید.

3- با پیشنهاد پذیرش کمک مالی از سوی کاربران به دلایل گوناگونی مخالفم. این، به نظرم از آن دست پیشنهادهایی است که تنها در زمانی که جو و شور هیاتی و انقلابی بر ما ایرانی غالب می شود میتواند مثبت ارزیابی شود و در شرایط طبیعی و یا اندکی نامساعد، سد ها مشکل بر مشکلات مدیریتی سایت خواهد افزود. چالش هایی که در حال حاضر،  شاید اصلن قابل پیش بینی نباشد اما تجربه نشان داده است که روی خواهند داد.

 4-  بهترین شکل اداره یک سامانه، اداره به صورت مستقل و بی نیاز از اعانه و یارانه است. کسانی که میخواهند به بالاترین یاری رسانند، باید در حد توان خود برای بالاترین آگهی فراهم کنند. برای یک سایت اینترنتی، بهترین ممر درآمد، کسب آگهی است. بی تردید از میان انبوه کاربران بالاترین، بسیاری هستند که به نحوی از انحا، با نوعی از تجارت یا صنعت امرار معاش میکنند و یا نزدیکانی دارند که بدین فعالیتهای اقتصادی مشغولند.
این دست افراد میتوانند واسطه ای باشند برای معرفی پرطرفدارترین سایت اینترنتی وادی وب پارسی به سوداگران، صنعتگران و دارندگان بنگاه های اقتصادی، تا در پرتو این رابطه ی دوسویه، هم استقلال این تریبون منحصر بفرد جوانان ایرانی برجای و برقرار بماند و هم آوازه بالاترین از میان سایبرنات های وطنی، به میان لایه های دیگر اجتماع رود.

5- به مدیریت سایت در دو مورد جدن هشدار میدهم که تحت تاثیر فشار روانی رو به فزونی موجود که برخاسته از غیبت بالاترین است قرار نگیرند: 
مورد نخست مسئل امنیتی سایت است. بی گمان تک تک کاربران ترجیح میدهند که سایت محبوبشان اندکی دیرتر به راه افتد، اما دیگر هرگــز شاهد هک شدن آن نباشند. ناگفته پیداست که هک بالاترین، در صورتی که به معنای واقعی کلمه روی دهد[!] میتواند تبعات خطرناکی برای انبوه کاربران این سایت در گوشه گوشه ی گیتی داشته باشند و تنها یک تهدید برای موجودیت یک سایت اینترنتی نیست.
مورد دوم نیز چیزی نیست جز بررسی ها و تست های فنی و تکنیکال ضروری. بی تردید با توجه به تغییراتی که در زیرساخت های سایت طی این چند روزه رخ داده است، با توجه به عدم حضور کاربران و تست نشدن تغییرات اعمال شده در عرصه عمل، امکان بروز برخی نتایج پیش بینی نشده وجود دارد.
شخصن ترجیح میدهم که قطار بالاترین، اندکی دیرتر به راه افتد، اما شاهد ایستادن های گاه به گاه آن در میانه ی مسیر و تماشای صفحه قدیمی و تکراری «برنامه بالاترین با مشکل مواجه شده است، پس از چند ثانیه دوباره تلاش کنید» نباشم. بعید میدانم بیشینه کاربران در این مورد با نگارنده هم عقیده نباشند.

6- جو سازی علیه بالاترین و کاربران آن همچنان ادامه دارد. انواع و اقسام برچسب های اخلاقی و اعتقادی را طی این چند روزه به بالاترین و کاربرانش شاهد بودیم که شاید سخیف ترین آن صهیونیسم بود. اگر چه برخی از این سوء رفتارها را بایستی در قامت کنش هایی احساسی، خامدستانه و نسنجیده تاویل و تفسیر کرد، اما بی گمان برخی دیگر از این اظهارات معنایی ندارند جز آنکه بالاترین، به عنوان تریبون جوانان ایرانی در گوشه گوشه ی جهان، به رسالت خویش در پیوند دادن این جوانان و ایجاد و خلق فضای گفتگو و تمرین گفتمان و پرسمان درست عمل کرده است.

7- بالاترین بازخواهد گشت؛ بیاییم خود را و اندیشه های خود را، برای فصل تازه ی بالاترین، تازه تر کنیم. بیاییم در این فصل آغاز دوباره، پنـدار، گفتـار و کـردار تازه و نیکویی از خود به نمایش گذاریم. بیاییم در این فصل تازه، بالاترینی بسازیم، که نه تنها به لحاظ گستره و کیفیت کاربر و محتوای تولیدی، بلکه به لحاظ ادبیات و روابط انسانی نیز در میان کامیونیتی های اینترنتی نمونه و الگو باشد. بیایید ما هم تازه شویم همچون زمین، همچون سنگ، همچون گیاه…
آری، ما می توانیم!

چرا بالاترین را دوست داریم؟

◄بالاترین را دوست دارم، چرا که بیش از دو سال است که با آن لحظه های خالی ام را گذرانده ام.

◄بالاترین را دوست دارم، چرا که خبرها، عکس ها، موسیقی ها، کلیپ ها و بسیار فایل های جذاب و زیبای دیگر را به من هدیه کرده است.

◄بالاترین را دوست دارم، چرا که مرا با آرا و افکار جوانان هموطنم، در گوشه گوشه ی گیتی آشنا کرده است.

◄بالاترین را دوست دارم، چرا که به من این فرصت را داده است تا از تجربیات کسانی که کشورها و شهرهای گوناگون جهان را دیده اند، درس بگیرم.

◄بالاترین را دوست دارم، چرا که مرا با کسانی آشنا کرد، که اگر بالاترین نبود، شاید هرگز امکان آشنایی، دوستی و هم سخن شدن با ایشان برایم فراهم نمی شد.

◄بالاترین را دوست دارم، چرا که بستری فراهم کرد تا مبانی دموکراسی، شنیدن نظر مخالف، احترام به نظر او و تعامل درست با دگراندیش را تمرین کنم.

◄و در نهایت، بالاترین را دوست دارم، چرا که گام نخست جامعه ی جوان ایرانی، در استفاده از ابزار مدرن اینترنت، برای درمان درد کهنه ی فقدان دموکراسی فرهنگی است.

شما به چه دلیلی بالاترین را دوست دارید؟ نظر خود را بنویسید تا به این نوشتار افزوده شود.

◄رضا گفت: 1- بالاترین رو دوست دارم چون به من “مثل آدم حرف زدن” و “کمی بیشتر فکر کردن” رو آموخت.
2- بالاترین رو دوست دارم چون دریافتم که با چه کسانی باید مدارا کرد، با چه کسانی باید حرف زد و به صحبت های چه افرادی باید کمی فکر کرد.
بالاترین رو دوست دارم چون توانستم به ماهیت خیلی افراد و تفکرات پی ببرم.
◄تینا گفت: بالاترین را دوست دارم چرا که دوستان خوبی را به من داد.
◄آداش خان گفت: دوستی من و تو. دلیلی دیگری لازم هست؟؟؟
◄ویدا گفت: بالاترين در يک مورد کاملا شخصي در نگاه من به يک موضوع خيلي مهم تاثير گذاشت. دلم برای تمام کسانی که در بالاترین میشناسم تنگ میشه.
◄اوهو گفت: برای این که تو این دو سال غربت و تنهایی بالاترین خانواده و رفیق بود. تازه خیلی هم بهتر. چون بیچاره بی ادعا سرویس میداده هیچ توقعی هم نداشته.
◄تارا گفت: بالاترین رو دوست دارم چون بهترین دوستم در موقع تنهاییم بود در بالاترین که بودم انگار اصلا تنها نیستم افکارم رو نسبت به دنیای مجازی عوض کرد و حالا یک دنیا دوست خوب دارم در بالاترین یک زندگی دیگر وجود داره یک جامعه کوچک. در هر صورت دوست دارم.
◄آرش گفت: ….چون به من قانونمندی یاد داد. دیگه آشغال تو رودخونه نمی اندازم! دیگه با ماشین تو پیاد رو نمیرم! دیگه فیلم ایرانی رو کپی نمی خرم! دیگه تو کاری که بمن مربوط نیست فضولی نمی کنم! دیگه جک تکراری هم اس ام اس نمی کنم! و دیگه…
◄جغله گفت: من بالاترين رو دوست نداشتم فقط يه سرگرمي بود برام ولي تو اين مدتي که غيبش زد، تازه فهميدم دوستش داشتم. وقتي که اومد نفهميدم کي اومده وقتي که رفت تازه فهميدم کي رفته. جداي از شوخي بالاترين از جهات مختلفي براي من جذاب بود (يعني هست). اول به خاطر اينکه در بالاترين شدت تضارب آراء و افکار در بالاترين حده و کمتر ميشه چنين محيطي تا اين حد عاري از سانسور پيدا کرد.
دوم به خاطر دوستها و رفاقتهايي که در اون شکل مي‌گيره. مثلاً اگه بالاترين نبود من کجا مي تونستم دوست خوبي مثل آريو برزن پيدا کنم؟ بالاترين پر از رفقاي نديده‌اي است که هر کدوم ساکن گوشه‌اي از دنيا هستند. حتي دشمنيهاش و حضور افرادي که سايه آدم رو با تير ميزنن در جاي خود شيرين و جذابه
◄آرش گفت: بالاترین را دوست دارم چون .. چون ندارد خوب دوستش دارم!
◄واحه گفت: سلام، مدتی خودم بالاترین را ندیدم، این یکی دو روز اخیر هم بالاترین اصلا برایم باز نمی شود ظاهرا فیلترها روز به روز ورژن های تازه تری پیدا می کنند! فکر می کنم آنچه که به سایتی مانند بالاترین معنا می دهد روابط آدمهایی ست که اعضای آن هستند تمام جذابیت چنین سایتی به اعضاست همانطوری که نویسنده یک وبلاگ به شوق مخاطب داشتن می نویسد به شوق اینکه یکنفر مطلبش را می خواند به شوق یک ارتباط خوب
◄مرلین گفت: بالاترین را دوست دارم چون می توانم حس درونی ام را به دیگری منتقل کنم.شاید هرگز نتوان در دنیای واقعی به مسلمانی گفت که پیامبرت چه کار کرد اما در بالاترین می توانم او را به تفکر وا دارم.بالاترین به من اموخت که اندیشه همیشه برتراز احساس است.
◄رویای آبی گفت: بالاترین رو دوست دارم چون خانه ی من بود. بالاترین رو دوست دارم چون تحولی فکری در من ایجاد کرد. بالاترین برگردددددددددددددددد
◄ستوده گفت: بالاترين رو دوست دارم ، چون مثل يه تجربه عشقي بود! وقتي که رفت هُرِري دلم ريخت! حالا چيکارکنم؟
◄قانقاریا گفت: حرکت فوق العاده زیبایی‌ بود آریو، من بالاترین رو دوست دارم چون محلی بود برای یادگیری، تمرین تحمل عقاید دیگران …
◄آلبالو گفت: بالاترین نه یک تفریحگاه بلکه کلاس درس بود برای من. دوستان خوبی که در بالاترین پیدا کردم هرکدومشون برای من یک جواهر هستند. شخصا به بالاترین مدیونم.
◄بینام گفت: بالاترین را دوست دارم چون قدم بزرگی به سوی دموکراسی است!

Published in: on فوریه 5, 2009 at 2:49 ب.ظ.  Comments (22)  
Tags: , , , , , , , ,

بالاترین، بالاترین خواهد ماند

کاری از ایراندخت
کاری از ایراندخت

1- سایت محبوب بالاترین هک شد. سایتی که بی تردید بزرگترین و فرخنده ترین رویداد در عرصه وب فارسی است.
این سایت که بر مبنای وب 2 کار میکند، به وسیله ی کاربران پرشمارش کنترل و مدیریت میشود.
این وب سایت، بیش از دو سال پیش توسط مهدی یحیی نژاد، یک جوان ایرانی المپیادی که هم اکنون در ایالات متحده آمریکا زندگی و فعالیت میکند، با الهام گیری از وب سایت آمریکایی دیگ راه اندازی و به مرور بومی سازی شد.
این وب سایت که بیش از 20 هزار کاربر دارد، از بیش از 7 میلیون بازدید در روز بهره مند است که بی تردید در عرصه وب فارسی بی رقیب است.
بالاترین نزدیک به دو سال پیش از سوی شرکت مخابرات جمهوری اسلامی ایران فیلتر شد و از آن زمان تاکنون کاربران پرشمار داخلی این سایت به کمک فیلتر شکن از آن استفاده میکنند. طُرفه آنکه، بالاترین جزو معدود سایت هایی بوده است که بعد از فیلترینگ توسط مخابرات دچار انحطاط و ریزش مخاطب نشده و همچنان به بالندگی در عرصه وب پارسی ادامه داده است تا جایی که غالب خبرگزاری ها، روزنامه ها و سایت های خبری کشورمان، همگام با اهالی وبلاگستان پارسی، بالاترین را محمل ایده آلی یافته اند برای معرفی خروجی های بعضن بی مخاطب خود.
کافی است یک روز اتفاقی سری به بالاترین بزنید تا سیل لینک های ارسالی از سوی کاربرانی که تنها و تنها، لینک های بنگاه های خبری خاص را ارسال میکنند به عینه ببینید!

2- در پی هک شدن سایت بالاترین و دزدی دومین این سایت، عزیز آشفته، یکی از دو همکار مهدی یحیی نژاد در تیم مدیریت بالاترین، ضمن «اجتماعی» توصیف کردن مدل هکینگ هکر های فوق، به کاربران اطمینان داد که طی روزهای آتی، بالاترین را پرقدرت تر و توانمند تر از همیشه خواهیم داشت؛ خبری که برای یکایک اهالی وب فارسی میتواند خوشترین نوید باشد.

3-خبرگزاری فارس نیوز طی یک اقدام غیرحرفه ای و ضمن ابراز خرسندی ضمنی از سرقت دامین سایت بالاترین، این اقدام را واکنشی دانست نسبت به مدیریت یک جانبه ی سایت بالاترین در قبال اخبار پیرامون غزه! این در حالی است که هر کسی که اندک آشنایی با بالاترین داشته باشد، حتمن میداند که بالاترین توسط کاربرانش اداره میشود و مدیرانش تنها ایفاگر نقش پشتیبان فنی در این سایت هستند.
گویا نویسنده ی فارس نیوز که سایت بالاترین را سایتی با جهت گیری صهیونیستی معرفی کرده است، نمیداند که توصیف این سایت با چنین صفتی، معنایی جز اطلاق این وصف بر رویکرد غالب کاربران وب فارسی که عمدتن در بالاترین عضویت دارند ندارد! آیا واقعن اکثر اعضای وبلاگستان فارسی صهیونیستند؟ این اتهامی است که نویسنده ی فارس نیوز باید برای آن توضیح دهد.

چه شد که بالاترین اینچنین شد؟!

رضا یکی از مدیران بالاترین است. سخنی به گزاف نیست اگر بگوییم از میان مدیران بالاترین، این روزها او فعالترین، در دسترس ترین و پاسخگوترین است. برای کاربران نه چندان قدیمی بالاترین ، رضا از آن روزی مشهور و شناخته شد که در پاسخ به جمعی از کاربران خوب و قانون مدار بالاترین که خواستار اجرای دقیق قانون به منظور بهبود کیفی روند قانونگرایی در سایت بودند قانون بالاترین را ضمنی دانسته و گفت که شما با این کارهایتان فضای بالاترین را شبیه ایران خواهید کرد. این در حالی بود که چند ماه پیشتر خود وی، در واکنش به لینکی با تیتری پرنقطه! که البته قانونی را نقض نکرده بود، لب به اعتراض گشوده بود.

در واکنش به این گفته ی رضا، گروهی از کاربران قانونمدار بالاترین واکنش های گونه گونی از خود نشان دادند. برخی به نشانه اعتراض از دادن رای منفی (بخوانید کنترل کیفی بالاترین) پرهیز کردند، برخی در واکنشی احساسی شروع به دادن رای مثبت به لینک های معیوب کردند و برخی نیز بالاترین را پس از اندک زمانی ترک کردند.

نگارنده این سطور اما، اگر چه مشی اتخاذ شده از سوی مدیریت سایت، مبنی بر رویکرد تساهل و تسامح در مورد اجرای قوانین را درست نمیدانست، اما از آنجا که برخی از بهترین کاربران بالاترین شروع به رفتاری آنارشیستی کرده بودند، در آن مقطع خاص و بحرانی و با هدف آرام کردن فضا و با قصد ممانعت از آسیب دیدن کلیت بالاترین، در پستی از وبلاگ خود از موضع رضا دفاع کرد و به برخی از بهترین های بالاترین بر خلاف میل باطنی خود تاخت، اگر چه از طریق ایمیل همصدا با معترضان خواستار شفاف سازی قوانین بود و هست.

آن روزهای پر آشوب بر بالاترین گذشت و حاصل آن آتش، همانگونه که پیش بینی میشد چیزی نبود جز خاکستری که از دست رفتن فرصت استفاده از برخی از بهترین کاربران بالاترین بود؛ کاربرانی که با صرف وقت و انرژی خود لینک های معیوب کاربران ۱- ناوارد، ۲-بی توجه و ۳-بعضن متقلب بالاترین را اصلاح و حذف میکردند( به بیان شفافتر همچون دایره کنترل کیفیت بالاترین عمل میکردند).

اما چه شد که این پیش زمینه تاریخی را بیان کردم؟ هدف بی تردید نبش قبر گذشته ها نبوده و نیست. انگیزه ساز من از نوشتن این چند خط، کامنتی بود که تنها مدیر پاسخگوی این روزهای بالاترین، یعنی همان رضای نازنین، در واکنش به حال و روز نزار قانونگرایی در حال احتضار بالاترین (به تعداد رای های لینکی با توضیحات کاملن شخضی و نامناسب نگاه کنید!) نوشت و تهدید کرد که در صورت ادامه این روند ، تصمیم به دخالت مدیریت سایت در ویرایش لینک ها خواهند گرفت. تصمیمی که بی تردید نقطه پایانی تلخ بر این دموکراسی کوچک و مجازی ما خواهد بود.

شخصن این تهدید را بسیار جدی میگیرم و از اجرایی شدن آن به شدت نگرانم و شکست تجربه بالاترین با مرامنامه دخالت کمینه در کیفیت لینک ها و کمترین نظارت بر نحوه ارسال لینک را شکستی شوم و تلخ می انگارم.

حال سخن این است که چه باید کرد؟ چه باید کرد که این دموکراسی کوچک در این سرزمین استبداد زده به باد نرود و نیازمند برادر بزرگتر نشود؟ راه چاره چیست؟
شخصن مقصر اصلی را در وقوع چنین وضعیتی مدیریت بالاترین میدانم. برای این مدعا دلایلی نیز دارم:

اجازه دهید افرادی را که در بالاترین دخیل و سهیم اند بخش بندی کنیم:
1- قانون گذاران که درعین حال که مجلس بالاترین اند، قوه قضاییه نیز هستند.
2- قانون بانان که سربازان بی جیره و مواجب بالاترین اند: منفی میدهند، کامنت میکذارند، لینک ویرایش را حتا تقدیم میکنند، اما عاقبت منفی های تلافی جویانه
را هم از قانون شکنان نوش جان میفرمایند!
3- قانون شکنان که خود چند دسته اند:

الف- آنها که از قانون بی خبرند که این بی خبری خود تقصیر آنهاست!
ب- آنها که میدانند قانونی هست اما به دلیل منافع یا بی حوصلگی و کم اهمیتی موضوع برایشان ، از توجه به آن می پرهیزند.
پ- آنها که تعمدن قانون را می شکنند تا به اهدافشان دست یابند. اینان بالاترین را محمل خوبی یافته اند برای تبلیغ فوروم ها، وبلاگ ها و سایت های خود. این وب مسترها مضرترین کاربران بالاترین، بعد از آیدی سازان جعلی اند.

شخصن بر این باورم که عملکرد ضعیف قانون گذاران (که در مسائلی چون عدم شفاف سازی قانون ، عدم برخورد به جا و در خور با قانون شکنان(ماجرای لبه ی پشت بام) ، عدم بررسی گزارش تخلفات کاربران، عدم برخورد با قانون شکنانی که به قانون بانان منفی تلافی جویانه می دهند و بسیار مسائل دیگر از جمله همان که اخیرا از طریق ایمیل و به طور خصوصی حضور رضای نازنین عرض کرده ام ، نمود یافته است) سبب ساز ِ :
1-
تجری قانون شکنان
2- دلسردی قانون بانان
3- پیدایش نوعی آنتروپی شدید و رواج جو فراموشی نفس وجود قانون شده است

تمام این ها که گفته آمد اما مرثیه ای به حال رویایی از دست رفته نبوده و نیست، بلکه هشداری و بیدار باشی است برای همه ی کسانی که برای بالاترین دل می سوزانند و از هرج و مرج و بی قانونی آن غمگین می شوند. مجددن تاکید میکنم که پیکان اصلی این هشدار به روی مدیریت بالاترین است.

من این کامنت رضا را فرصتی و فتح بابی می دانم که برای بازسازی روند قانون گرایی و قانون مداری رو به اضمحلال بالاترین فراهم آمده است. بیایید اینگونه به داستان بنگریم: اشتباهی صورت گرفته و اکنون زمان جبران اشتباه است. مدعی معصوم بودن که نیستیم؟ دیکته نانوشته هم غلط ندارد. تمام این نوشتار نیز از سر طلبکاری از رضا نیست، که اگر این نقد ها امروز به سوی او نشانه رفته است، از آن روست که او زحمت پاسخگویی و ارتباط با مخاطب را پیشتر بر خود هموار کرده است وگرنه او نیز می توانست چون دیگر مدیران سایت نباشد و کامنتی نگذارد، در نتیجه مدعی نیز نداشته باشد!

به عنوان کاربری که از آغاز بالاترین در آن گشت و گذار کرده ام و از آن بهره ها برده ام و خود را وامدار آن میدانم، از تمامی کسانی که به هر نحو، و بنا به دلایلی که در بالا آمد، دست از اجرای قانون کشیده اند و یا بعضن عطای بالاترین را به لقایش بخشیده اند، دعوت میکنم که بازگردند و دوباره چرخ های این دموکراسی کوچک و مجازی ایرانی را روغن کاری کنند، پیش از آنکه این دموکراسی هم مانند سایر تجارب شکست خورده ی مان، به صفحاتی تلخ در کتاب تاریخ ذهنمان بدل شود و در کنار دیگر تجارب شکست خورده ی دموکراتیزاسیون این جامعه ی مغبون بنشیند. بیایید نگذاریم این فرصت نیز از دست رود.

همچنین از همه ی کاربرانی که تا امروز خود را مسئول اجرای قوانین نمیدیدند و یا از بیم منفی های تاتفی جوبانه از منفی دادن می پرهیزیدند و یا اصلن با قوانین آشنا نبودند تا آنرا اجرا نمایند خواهش میکنم تا پس مطالعه و اشراف بر روی قوانین و در صورت لزوم کسب راهنمایی از کاربران آشنا با قوانین، به جمع کاربران قانونمدار و به بیان ساده تر قانون بانان بالاترین بپیوندند. باشد که این نهال نوپا و مجازی دموکراسی ما درختی تناور شود در عالم واقع.

امیدوارم روزی فرا رسد که همگی باور کنیم که نیشتر قانون بر تن ما، به سود خود ما، آینده ما و جامعه ای است که در آن زیست میکنیم. اگر آن روز فرا رسید که به محض رویارویی با یک مجری سرخرنگ قانون، به سراغ صفحات لینکهای ارسال شده اش نرفتیم و به جای آن صفحه قوانین را باز کردیم تا دیگر مرتکب آن خطا نشویم، آن روز نشان داده ایم که یک گام به یک شهروند متمدن، هر چند در قواره ای مجازی، نزدیک تر شده ایم. خود را بیازماییم…

پی نوشت- گرد آوری لینک های پیوند داده شده در این یادداشت را بی گمان، وامدار دوست گرامی ام کرگدن هستم. دستش را از راه دور به گرمی میفشارم و از تلاش دلسوزانه اش در جهت بهبود کیفی بالاترین سپاسگزاری میکنم.

Published in: on نوامبر 14, 2008 at 12:07 ق.ظ.  Comments (3)  
Tags: , , , , ,